تبلیغات
روانشناسی (Psychology) - نوازش...

روانشناسی (Psychology)
 
شما این قدرت را دارید که زندگانی ای سرشار از عشق و رضایت بیافرینید . باربارا دی آنجلیس


http://i.telegraph.co.uk/telegraph/multimedia/archive/01369/PF-Mothers_1369398c.jpg

  افسانه‌ای اسطوره‌ای در مورد نوازش وجود دارد که تقریباً همه‌ی ما آن را آموخته‌ایم. این افسانه می‌گوید: "نوازش‌هایی را که طلب می‌کنید بی ارزش هستند." ولی واقعیت چنین است که: "نوازش‌هایی را که شما با طلب کردن به دست می‌آورید به اندازه‌ی نوازش‌هایی که بدون طلب کردن بدست می‌آورید ارزشمند هستند."

اگر دوست دارید در آغوش گرفته شوید آن را طلب کنید و بدست آورید. این به همان اندازه خوب است که این آغوش‌ها را با صبر کردن و امیدوار بودن بدست آورید.

شاید شما اعتراض کنید که: "ولی اگر من این نوازش را طلب کنم، شخص مقابل ممکن است فقط برای این که مرا راضی کند و نرنجاند این کار را بکند."

اگر با بالغ خود ارزیابی کنیم می‌بینیم که امکان چنین چیزی وجود دارد. در عین حال نوازش ممکن است بار عاطفی صمیمانه‌ای داشته باشد. امکان قوی دیگری وجود دارد که دیگران دوست دارند به شما نوازش دهند، ولی "والد" درون آنها اخطار می‌کند که "نوازش نده". هنگامی که شما از اینگونه افراد تقاضای نوازش می‌کنید، در واقع آن چیزی را از آنها طلب می‌کنید که شاید خود مایل به انجام آن هستند.

شما همیشه این اختیار را دارید که ببینید آیا نوازش‌های طرف مقابل اصیل و صادقانه است یا خیر. اگر نوازش‌ها اصیل و صادقانه نباشد، شما در مقابل خود انتخاب‌های دیگری دارید. در هر صورت می‌توانید انتخاب کنید که نوازش را بگیرید، و یا اینکه نوازش‌های دروغین آنها را رد کنید و تقاضای نوازشی خالصانه از همان شخص و یا از شخص دیگری بنمائید.


حداقل پنج نوع نوازش مثبت را که می‌خواهید ولی معمولاً آن را تقاضا نمی‌کنید، یادداشت کنید. آنها می‌توانند نوازش‌های کلامی ،غیر کلامی و یا مخلوطی از هر دو باشند. در هفته‌ی آینده حداقل از یک نفر یکی از این نوازش‌ها را تقاضا کنید.

اگر نوازش گرفتید از نوازش کننده تشکر کنید، در غیر این صورت هیچ اشکالی ندارد که با "بالغ" خود از آن شخص در مورد این که چرا دوست نداشت نوازش بدهد سؤال کنید.

این تمرین زمانی به پایان می‌رسد که شما تمام نوازش‌هایی را که می‌خواهید طلب کنید، مهم نیست که آیا همه را بدست آورید یا نه. زمانی که همه‌ی نوازش‌هایی را که در فهرست نوشته‌اید ، از دیگران تقاضا کردید، به خودتان نوازشی برای انجام این تمرین بدهید.



خویشتن نوازی

بدون شک بسیاری از ما در کودکی آموخته‌ایم که: "به خودت نوازش نده." اینها فرامین "والدی" است که بر ما تحمیل شده است: "خودنمایی نکن، پز دادن و لاف زدن نوعی بی‌ادبی است!" مدارس نیز این نوع تلقینات و آموزش‌ها را ادامه می‌دهند، زمانی که شاگرد ممتاز می‌شدیم و یا در یک مسابقه‌ی ورزشی برنده می‌شدیم، اشکالی نداشت که دیگران از ما تعریف و تمجید کنند و بگویند ما چقدر خوب بودیم. لیکن ما خودمان بر این باور بودیم که باید با بی‌اعتنایی و فروتنی بگوییم: "ای بابا، این که چیزی نبود."

در بزرگسالی نیز ممکن است این رفتار "کودک مطیع و سازگار" را ادامه دهیم. با فرا رسیدن دوران بزرگسالی، بیشتر ما به این رفتار عادت می‌کنیم  که پیشرفت‌های خود را حتی در نظر خودمان دست کم بگیریم. با انجام این کار، ما منبع اصیلی از نوازش یعنی خویشتن نوازی را محدود می‌کنیم.


بانک نوازشی

با این که خویشتن نوازی منبع اصیل نوازشی ماست، هرگز نمی‌تواند جایگزین کاملی در مقابل نوازش‌هایی که از دیگران می‌گیریم باشد. مانند این است که هر یک از ما دارای یک "بانک نوازشی" هستیم و هرگاه از کسی نوازش می‌گیریم، نه تنها آن نوازش را در زمان خاص خود می‌گیریم، بلکه خاطره‌ی آن را در "بانک نوازشی" خود نگهداری می‌کنیم. بعدها می‌توانیم به این "بانک نوازشی" مراجعه کنیم و از نوازشی که می‌خواهیم، به عنوان خویشتن نوازی بهره ببریم. اگر ما نوازشی را به طور خاص ستایش می‌کنیم می‌توانیم آن را بارها و بارها به خاطر آوریم. لیکن سرانجام این نوازش‌های ذخیره شده اثرات خود را به تدریج از دست می‌دهند. ما نیاز داریم که "بانک نوازشی" خود را از دیگران همیشه پر نگه داریم.


سعی کنید نیازهای نوازشی اصیل خود را شناسایی کرده و آن‌ها را طلب کنید. اگر نوازشی منفی را نمی‌خواهید آن را رد کنید. معمولاً دوستان نزدیکی که به ما نوازش منفی می‌دهند هدفشان ناراحت کردن ما نیست. بلکه نمی‌دانند چگونه نوازشی ما را خوشحال می‌کند یا به دلایلی عادت دارند به دیگران نوازش منفی بدهند. نوازش منفی آنها را رد کنید. با آنها صحبت کنید و ترتیبی دهید که انرژی خود را برای ارائه‌ی نوازش‌های مثبت صرف کنند. اگر می‌خواهید به کسی نوازش مثبت بدهید سعی کنید "غیر شرطی" باشد. و نوازش‌های منفی را حتماً شرطی کنید. اگر به کسی بگویید "من از تو متنفرم" او نمی‌داند باید چکار کند تا از او متنفر نباشید. اما اگر بگویید "من از بی‌توجهی تو نسبت به خواسته‌هایم ناراحتم." او می‌داند باید چگونه رفتار کند تا شما خوشحال شوید. لااقل می‌تواند دلیل بی‌توجهی خود را به شما بگوید.


فکر می‌کنم صحبت در مورد نوازش‌ها کافی است. سرنخ‌های لازم را بدست آورده‌اید. پیشرفت ما خوب بوده است. اکنون بعضی از اصول تحلیل رفتار متقابل را می‌شناسیم. اکنون وقت آن است در کنار ادامه‌ی مطالب، باهم در مورد مثال‌های خاص صحبت کنیم. سؤال‌هایی را که برایتان مطرح می‌شود برای من بفرستید. یا به گونه‌ای که دیگران هم ببینند یا به طور شخصی ارسال کنید. احتمال زیادی دارد که توانایی پاسخگویی کامل به سؤال‌ها را نداشته باشم. دست کم مطالب مورد علاقه‌‌ی یکدیگر دستمان می‌آید.

تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : محمدرضا
قالب وبلاگ